العلامة المجلسي

91

حياة القلوب ( فارسي )

ورسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نياورد ومتابعت وتصديق أو ننمايد وحقّ ايشان را نشناسد چگونه واجب تواند بود بر أو معرفت امام به تنهائى وحال آنكه أو ايمان به خدا ورسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم نياورده وحقّ ايشان را نشناخته ؟ زراره گفت : چه مىگوئى در حقّ كسى كه ايمان به خدا ورسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم آورده وتصديق رسولش كرده در هر چيزى كه خدا بر أو فرستاده ؟ آيا واجب است بر ايشان حقّ معرفت شما ؟ حضرت فرمود كه : بلى ، سنّيان معرفت أبو بكر وعمر را با آن قبايح ايشان واجب مىدانند ؟ زراره گفت : بلى . حضرت فرمود كه : گمان مىكنى كه خدا معرفت آن دو پليد را در دل ايشان انداخته است ؟ نه واللّه كسى بغير شيطان در دل ايشان نيانداخته است وبخدا سوگند كه الهام نكرده است به مؤمنان معرفت ما را بغير خداوند عالميان « 1 » . وأيضا به سند معتبر روايت كرده است از جابر كه گفت : شنيدم از حضرت باقر عليه السّلام كه فرمود : خدا را نمىشناسد وعبادت خدا نمىكند مگر كسى كه خدا را بشناسد وامام خود را از ما أهل بيت بشناسد ، وكسى كه خدا را وامام خود از ما أهل بيت نشناسد پس البتة أو غير خدا را مىشناسد وغير خدا را مىپرستد ، وبخدا سوگند كه بيراهه مىرود از روى ضلالت وگمراهى « 2 » . وأيضا به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : شما شايسته وصالح نيستيد تا معرفت حاصل كنيد ، ومعرفت حاصل نكرده‌ايد تا تصديق نكنيد ، وتصديق نكرده‌ايد تا تسليم وانقياد كنيد چهار چيز را كه در آية مذكور خواهد شد كه توبه وايمان وعمل صالح وهدايت يافتن به ولايت ومتابعت ائمهء حق است ، پس فرمود كه : صلاحيّت

--> ( 1 ) . كافى 1 / 180 . ( 2 ) . كافى 1 / 181 .